أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

82

تجارب الأمم ( فارسى )

[ بخت‌نرسى و تازيان ] بخت‌نرسى ، سپس بر تازيان بتاخت ، كه اين به روزگار معدّ پور عدنان بوده است . وى بر سوداگران تازى كه به سرزمين او كالا مىآوردند و با دانه و خرما و جامه و جز آن سودا مىكردند يورش برد . هر كه را كه بگرفت گرد كرد و در نجف دژى استوار بساخت و آنها را در آن دژ جاى بداد و بر آنان نگهبانان گماشت . سپس آواز داد و مردم را به جنگ خواند . مردم آماده كارزار شدند و خبر در ميان تازيان پيرامون بپراكند . پس تيره‌هايى از ايشان از در آشتى در آمدند و بخت‌نرسى با آنان به نيكى رفتار كرد و در كنار فرات جاى شان بداد كه اردوگاه خويش را در همان جا بساختند و آن را انبار ناميدند . بخت‌نرسى مردم آن دژ را آزاد گذاشت و تا وى زنده بود در همان جاى بماندند و چون بمرد به مردم انبار پيوستند و آن دژ ويران ماند . [ پادشاهى گشتاسب ] سپس ، گشتاسپ پور لهراسپ پادشاه شد . شهر فسا را همو بساخت . وى نخستين كس است كه ديوان‌هاى دبيران ، به ويژه ، ديوان نامه‌ها را گسترش بداد و دبيران را فرمود تا نامه‌ها دراز نويسند و انگيزه‌ها و سبب‌ها را در آن باز نمايند . او را دو ديوان بود : ديوان باژ ، و ديوان هزينه‌ها . آن چه درآمد بود در ديوان باژ و آن چه به هزينه برون مىشد در ديوان هزينه‌ها نوشته مىآمد . وزير او را ، كه بزرگ فرمانداراش مىخواندند ، آيين آن بود كه ، براى خود جانشينى داشت با نام ايران آمارگر [ 1 ] كه پيش شاه مىرفت و كارها گزارش مىكرد و جانشين وزير مىبود . بر ديوان نامه‌ها كسى بود با نام دبيربد [ 2 ] . دبيرى به دربار داشت كه اگر در پايگاه كسى كوتاهى مىشد يا از پايه‌اى فرو مىافتاد به نزد وى مىرفت و او پايهء آن كس را باز مىنمود و آن چه در دفتر وى بود ، همان به كار بسته مىآمد . [ 30 ]

--> [ ( 1 ) ] در متن : ايرانمارغر . به پارسى ميانه : ايران آمارگر . ( معين ، حواشى برهان ) . [ ( 2 ) ] در متن : دبيرفذ .